ترجمه "joya" به فارسی
گوهر, حظ, خزانه بهترین ترجمه های "joya" به فارسی هستند.
joya
noun
feminine
دستور زبان
de mala reputación [..]
-
گوهر
nounPiedra de valor que ha sido cortada y pulida y se utiliza en joyería.
El mar es para Pompeya como joyas para una reina.
، مث گوهر ، توی پمپئی می مونه
-
حظ
noun -
خزانه
noun
-
ترجمه های کمتر
- زیور
- سرور
- لذت
- مسرت
- نگین
- گنجینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " joya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "joya" با ترجمه به فارسی
-
طراح طلا و جواهر
-
جواهرات سوراخکاری بدن
-
جواهری
-
جواهرات کاستافیوره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن