ترجمه "judía" به فارسی
لوبیا, یهودی, باقالا بهترین ترجمه های "judía" به فارسی هستند.
judía
noun
adjective
feminine
دستور زبان
situacion en la que alguien es traicionado o en la que le quedan mal con lo pactado (dicho por gente de la calle) [..]
-
لوبیا
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Bueno, te he cortado en el pecho con una lata vieja de judías, amigo mío.
خب ، با یه کنسرو لوبیا کهنه سینه ت رو باز کردم دوست من.
-
یهودی
nounLos dirigentes religiosos judíos enseñaban doctrinas que desvirtuaban el verdadero sentido de la justicia.
بسیار ضروری بود! رهبران مذهبی یهودی شکل تحریفشدهای از عدالت و انصاف را تعلیم میدادند.
-
باقالا
-
ترجمه های کمتر
- جهود
- لوبياهاي بوتهاي
- لوبياهاي خوراكي
- لوبياهاي رونده
- لوبياهاي سبز
- لوبياهاي سفيد
- لوبياهاي سفيد و كوچك
- لوبياهاي معمولي
- لوبياهاي نخدار
- لوبياهاي پايهبلند
- لوبياهاي چيتي
- لوبياهاي چيني
- لوبیاها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " judía " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Judía
-
پارکیا
تصاویر با "judía"
عباراتی شبیه به "judía" با ترجمه به فارسی
-
ماش سبز · ماش طلایی · ماشهای سیاه
-
باقلاهاي هندي · باقلاي علوفهاي · باقلاي علوفهاي (كاناواليا) · کاناوالیا انسیفورمیس
-
یهودی سرگردان
-
لوبیای بلدی
-
غیر یهودی
-
فازئولوس مولتيفلوروس · فازئولوس کوکسینئوس · لوبیای زینتی · لوبیای قرمز · لوبیای گل
-
لوبيا مرمري · لوبيا چشمبلبلي · لوبياهاي كاستيلا · لوبیاهای چشمبلبلی
-
لوبياهاي مخملي اوسئولا · لوبياهاي مخملي فلوريدا · موكونا پروريانس يوتيليس · موکونا دیرینژیانا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن