ترجمه "justicia" به فارسی

داد, عدالت, عدل بهترین ترجمه های "justicia" به فارسی هستند.

justicia noun feminine دستور زبان

La correcta aplicación de las leyes, el opuesto de la arbitrariedad.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • داد

    noun

    Decidí que el huracán hiciera justicia poética con Sandy y dejé la oración sin cambios.

    من تصمیم گرفتم که طوفان تعادلِ شاعرانهای را به سندی داده است. و گذاشتم جمله باقی بماند.

  • عدالت

    sentido de sus normas jurídicas

    En la ausencia de justicia, ¿qué es soberanía sino robo organizado?

    در فقدان عدالت، حاکمیت چیزی نخواهد بود مگر دزدی سازمان یافته.

  • عدل

    noun

    ¿Por qué triunfará en el nuevo mundo la justicia?

    چرا در دنیای جدید عدل و انصاف حکمفرما خواهد بود؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " justicia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Justicia
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاستیسیا

عباراتی شبیه به "justicia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "justicia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه