ترجمه "juzgado" به فارسی
دادگاه, دادگاه محکمه, محکمه بهترین ترجمه های "juzgado" به فارسی هستند.
juzgado
verb
noun
masculine
دستور زبان
del inglés court [..]
-
دادگاه
nounMe gustaría seguir charlando, pero debemos ir al juzgado.
باهات ميومدم بريم بگرديم ، اما داريم ميريم دادگاه.
-
دادگاه محکمه
noun -
محکمه
noundel juzgado de un condado a otro
از یه محکمه به محکمه ی بعدی می رفتن،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " juzgado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Juzgado
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Juzgado" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Juzgado در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "juzgado" با ترجمه به فارسی
-
بد تفسیر کردن · درست نفهمیدن · نادرست فهمیدن
-
آزمودن · برچسب زدن · حکم کردن · داور · مقرر داشتن · پنداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن