ترجمه "lado" به فارسی
طرف, ضلع, سمت بهترین ترجمه های "lado" به فارسی هستند.
lado
noun
masculine
دستور زبان
Superficie exterior amplia de un objeto.
-
طرف
nounLa pelota le pegó en el lado izquierdo de la cabeza.
توپ به طرف چپ سر او برخورد کرد.
-
ضلع
nounUn hexágono tiene seis lados.
ششضلعی شش ضلع دارد.
-
سمت
nounViven ahí arriba y un poco hacia un lado.
اون بالا زندگی می کنند، و کمی هم متمايل به يک سمت.
-
ترجمه های کمتر
- سوی
- لبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lado
Lado (territorio)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lado" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lado در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lado"
عباراتی شبیه به "lado" با ترجمه به فارسی
-
کنار
-
از یک سو
-
از طرف ديگر
-
تعبیر بخش سرویس گیرنده
-
از طرف ديگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن