ترجمه "larga" به فارسی
بُلَند, طولانی بهترین ترجمه های "larga" به فارسی هستند.
larga
adjective
verb
feminine
دستور زبان
De una duración relativamente larga. [..]
-
بُلَند
-
طولانی
adjectiveÉl no puede hincar nada muy largo.
نمی تونه یک کاری رو برای مدت طولانی ادامه بده.
-
[[بلند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " larga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "larga" با ترجمه به فارسی
-
چماق
-
عضله خمکننده بلند شست
-
رابطه راه دور
-
دور
-
ماهیچه دراز دورکننده شست دست
-
پرش طول
-
دو استقامت
-
حافظه بلندمدت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن