ترجمه "lazo" به فارسی

کمند, دام, روبان بهترین ترجمه های "lazo" به فارسی هستند.

lazo noun verb masculine دستور زبان

Pedazo de hilo o cuerda que se dobla para hacer una abertura; la abertura así formada. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمند

    noun

    Oh, yo solo lazo el sol

    ضمنا ، من خورشيد رو با کمند گير انداختم

  • دام

    noun

    Los jóvenes pueden caer en el lazo de los vídeos y la música de carácter degradante.

    جوانان میتوانند توسط ویدیو و موسیقی مبتذل به دام بیافتند.

  • روبان

    noun

    Verás, esos lazos no tenían utilidad alguna para mí hasta este momento.

    ميبيني اين روبان ها ديگه به درد من نميخوردند تا اين لحظه

  • ترجمه های کمتر

    • عامل نگه دارنده اجتماع
    • لاتو
    • پر از سوراخ
    • پهند
    • پیوند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lazo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lazo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lazo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه