ترجمه "lento" به فارسی
آهسته, سست, تنبل بهترین ترجمه های "lento" به فارسی هستند.
lento
adjective
masculine
دستور زبان
Lo opuesto de veloz o rápido por debajo de lo normal; A una velocidad o paso por debajo de lo usual o esperado; Con velocidad reducida o moderada; Que consume mucho tiempo. [..]
-
آهسته
adverbÉl habló lenta e inseguramente.
او آهسته و با تردید حرف میزند.
-
سست
adjectiveLes parece tan débil como el lento fluir del Siloé, canal que abastece de agua a Jerusalén.
( ۲پادشاهان ۱۷:۱۶-۱۸) در نظر آنان این عهد همچون جریان باریک آبهای شیلوه، یعنی منبع آبرسانی اورشلیم، ضعیف و سست است.
-
تنبل
adjectiveSolo estoy ayudando a vuestro lento código a seguir así.
من فقط کمک به کد های تنبل خود را نگه دارید تا.
-
ترجمه های کمتر
- راکد
- کند ذهن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lento" با ترجمه به فارسی
-
رهايش آهسته · رهايش پيوسته · رهایش کنترلشده
-
آرامپز
-
اسلوموشن
-
خزش
-
حرکت آهسته
-
آفتكشهاي آهستهرهايش · آفتکشهای کندرها · كودهاي با رهايش کنترلشده
-
آرامپز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن