ترجمه "ligado" به فارسی
پیوند یافته, پیوندی بهترین ترجمه های "ligado" به فارسی هستند.
ligado
verb
noun
masculine
دستور زبان
Restringido por un cuantificador.
-
پیوند یافته
adjective -
پیوندی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ligado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ligado" با ترجمه به فارسی
-
ارتباط دادن · بستن · جفت کردن · لاسیدن · پیوند دادن
-
لیگ ورزشی
-
كالبيندين · پروتئینهای اتصالی کلسیم
-
بازیکن راگبی ۱۳ نفره
-
جام باشگاههای آسیا
-
لیگ فوتبال
-
آلیاژ · بند جوراب · دارواش · مذاکره · مشاوره · چسب
-
پیمان هانسیتیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن