ترجمه "limbo" به فارسی

تیغ, برزخ, لیمبو بهترین ترجمه های "limbo" به فارسی هستند.

limbo noun masculine دستور زبان

Estado o condición de incertidumbre.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیغ

    noun
  • برزخ

    noun

    Millones de refugiados viven en el exilio, en el limbo.

    میلیونها پناهنده در تبعید در برزخ زندگی میکنند.

  • لیمبو

    estado o lugar temporal en la teología católica

  • نامعلومي

    Estado o condición de incertidumbre.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limbo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "limbo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه