ترجمه "limonada" به فارسی
شربت آبلیمو, ̂lymvnad, لیموناد بهترین ترجمه های "limonada" به فارسی هستند.
limonada
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
شربت آبلیمو
bebida no alcohólica
¿Le puedo ofrecer una limonada?
هیمنطوره ، ممکنه شربت آبلیمو بهت پیشنهاد کنم ؟
-
̂lymvnad
-
لیموناد
Las alas bombean aire hacia botellas de limonada
به این ترتیب که بالهایش هوا را در بطری های لیموناد پمپ میکنند،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limonada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "limonada"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن