ترجمه "lisa" به فارسی
بزماهیان, بیماری هاری, شاهماهي خاكستري بهترین ترجمه های "lisa" به فارسی هستند.
lisa
noun
adjective
feminine
دستور زبان
cerveza de sifón [..]
-
بزماهیان
-
بیماری هاری
noun -
شاهماهي خاكستري
-
کفال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lisa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lisa"
عباراتی شبیه به "lisa" با ترجمه به فارسی
-
بروموس انرمیس · علف پشمكي · علف پشمكي مجارستاني
-
لیسا نواک
-
دلفینها
-
بزماهیان · شاهماهي خاكستري
-
hamvår · بدون کرک · صاف · طاس · لخت · لیز · مستقیم · مسطح · هموار
-
بی خان
-
گنجشک پشتساده
-
ماهیچه صاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن