ترجمه "lista" به فارسی
فهرست, لیست, تمایل بهترین ترجمه های "lista" به فارسی هستند.
lista
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
Que muestra capacidad o inteligencia social. [..]
-
فهرست
nounEl número decimal que he creado no puede estar en esa lista.
عدد اعشاری که من تولید کردم نمیتواند در فهرست شما باشد.
-
لیست
Añadí su nombre a la lista.
اسم او را به لیست افزودم.
-
تمایل
noun
-
ترجمه های کمتر
- جدول
- سیاهه
- سیاهه برداری
- صورت
- فهرست کردن
- میل
- کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lista
-
لیست
Añadí su nombre a la lista.
اسم او را به لیست افزودم.
تصاویر با "lista"
عباراتی شبیه به "lista" با ترجمه به فارسی
-
فهرست فرستنده های مسدود شده
-
لیست وظایف روزانه
-
لیست وظایف
-
فهرست سیاه · کتاب سیاه
-
جداکننده لیست
-
بجای خود،آماده، حرکت
-
کادر لیست
-
لیست مجاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن