ترجمه "litoral" به فارسی
ساحل, دریاکنار, رانكايرد بهترین ترجمه های "litoral" به فارسی هستند.
litoral
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Zona intermareal de la costa marina.
-
ساحل
nounFui llevado por el Adriático, al litoral oriental.
منو از طريق درياي آدرياتيک به ساحل شرقي آورده بودن.
-
دریاکنار
noun -
رانكايرد
-
ترجمه های کمتر
- لحاس
- نتفر ريزارس
- نديرس
- خط ساحلی
- ناحیه ساحلی
- کرانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " litoral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "litoral"
عباراتی شبیه به "litoral" با ترجمه به فارسی
-
کولابهای ساحلی
-
کشور محصور در خشکی
-
محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف
-
آبهای ساحلی
-
زبانه ساحلی
-
جغرافیای ساحلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن