ترجمه "llave" به فارسی
کلید, آچار, شير آب بهترین ترجمه های "llave" به فارسی هستند.
llave
noun
feminine
دستور زبان
Objeto diseñado para abrir (y generalmente cerrar) una cerradura.
-
کلید
noun feminineObjeto diseñado para abrir (y generalmente cerrar) una cerradura.
Si yo hubiera tomado la llave, yo no estaría de pie detrás de la puerta.
اگر کلید برده بودم، پشت در نایستاده بودم.
-
آچار
nounComo si la llave hubiera matado por sí sola a Megan.
منظورت اينه که آچار چرخ خودش مگان رو کشت.
-
شير آب
Pero sale de color café cuando abro la llave.
ولي وقتي شير آب رو باز ميکنم آب قهوه اي ازش مياد بيرون
-
ترجمه های کمتر
- شیر
- kelid
- مایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " llave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "llave"
عباراتی شبیه به "llave" با ترجمه به فارسی
-
فن کمر
-
آکولاد چپ
-
شير آب · شیر
-
آکولاد راست
-
توپی · سوراخ گیر
-
کلیدهایم را گم کردم
-
آچار فرانسه
-
توپی · سوراخ گیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن