ترجمه "llena" به فارسی

آراسته, پُر بهترین ترجمه های "llena" به فارسی هستند.

llena adjective verb feminine دستور زبان

Esparcido o diseminado de algo. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آراسته

    Esparcido o diseminado de algo.

    Anuncios de cigarrillos decoran las esquinas de las calles del país y sistemas de metro y llenas las páginas de las publicaciones rusas.

    تبلیغات سیگار خیابانها و متروی این کشور را آراسته و صفحات نشریات این کشور را پر نموده است.

  • پُر

    Que contiene la mayor cantidad posible dentro del espacio disponible.

    Es decir, miren, tengo suficientes abogados en marcado rápido para llenar un estadio.

    اينقدري شماره وکيل آشنا روي موبايلم دارم که ميتونم باهاش يه استاديوم رو پُر کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " llena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "llena" با ترجمه به فارسی

  • رنگارنگ
  • بکلی · دنگ دنگ
  • تنه زدن · پر کردن
  • por · آراسته · حامله · رنگارنگ · رنگین · سیر · پر · پُر
  • بدر
  • انباشتن · بستهبندي · بستهبندی
  • تنه زدن · پر کردن
  • por · آراسته · حامله · رنگارنگ · رنگین · سیر · پر · پُر
اضافه کردن

ترجمه های "llena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه