ترجمه "loco" به فارسی

ديوانِه, دیوانه, مجنون بهترین ترجمه های "loco" به فارسی هستند.

loco adjective noun masculine دستور زبان

loco (en el buen sentido de la palabra) [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ديوانِه

  • دیوانه

    adjective

    La última persona a la que le conté mi idea pensó que yo estaba loco.

    آخرین کسی که ایده ام را شنید فکر کرد دیوانه ام.

  • مجنون

    adjective noun

    Me convirtió a mí en una mendiga medio loca.

    اون منو به يه بيچاره ي نيمه مجنون تبديل کرد

  • ترجمه های کمتر

    • مَجنون
    • آسان
    • احمقانه
    • مرد دیوانه
    • کیک میوه
    • گوش دریا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " loco " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "loco" با ترجمه به فارسی

  • آستراگالوس · جنس گون
  • آونا فاتوآ · جو دوسر پوچ · یولاف پوچ
  • قفل رمزی
  • بابونه آلماني · بابونه شیرازی · بابونه وحشي · ماتريكاريا ركوتيتا · ماتريكاريا كاموميلا · کامومیلا رکوتیتا
  • ماشک برگپهن · ویسیا ناربونانسیس
  • ارغوان
  • جنس تاتوره · جنس داتوره · داتورا
  • آنسفالوپاتی اسفنجیشکل گاوی · بي.اس.اي · بيماري جنون گاوي
اضافه کردن

ترجمه های "loco" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه