ترجمه "lomo" به فارسی

پشت, تهیگاهها, پس بهترین ترجمه های "lomo" به فارسی هستند.

lomo noun masculine دستور زبان

espalada

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشت

    noun

    para pegarles en el lomo un receptor por satélite a los pingüinos...

    تابرچسب های ماهواره ای را پشت پنگوئن ها بچسبانم

  • تهیگاهها

  • پس

    adjective conjunction noun adverb
  • ترجمه های کمتر

    • تهیگاهها (گوشت)
    • صلب
    • کمر
    • گرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lomo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lomo" با ترجمه به فارسی

  • ماهي آزاد شاهي · ماهي آزاد كوژپشت · ماهي آزاد گرمباد · ماهي گرمباد · ماهی آزاد اقیانوس آرام
اضافه کردن

ترجمه های "lomo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه