ترجمه "lugar" به فارسی
جا, محل, جايگاه بهترین ترجمه های "lugar" به فارسی هستند.
lugar
noun
masculine
دستور زبان
Posición o área en el espacio. [..]
-
جا
nounUsted no es Ia que se despierta siempre en malditos lugares y no sabe cómo llegó allí.
تو اوني نيستي که تويِ يه جاي لعنت شده ناشناس بيدار شدي بدون اينکه بدوني چطور رسيدي اونجا.
-
محل
nounRecobramos todos los botes, así que saldremos del mismo lugar.
ما قايقها رو تعمير کرديم و از همين محل شب پيش حرکت مي کنيم.
-
جايگاه
Posición o área en el espacio.
Están pasando cosas históricas, y hay un lugar importante para ti.
اتفاقات سرنوشت سازي داره رخ ميده و تو اين وسط جايگاه مهمي داري.
-
ترجمه های کمتر
- جای
- جایگاه
- مقام
- پست
- اغاز
- بجای
- حال
- حالت
- در عوض
- روستا
- مزرعه
- مسکن
- منطقه
- مکان
- وضعیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lugar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lugar"
عباراتی شبیه به "lugar" با ترجمه به فارسی
-
ابتذال · بیاتی · پیش پا افتادگی · کلمه مبتذل
-
زادگاه
-
نیایشگاه
-
یه جایی
-
درمکانی · دریک محلی · یک جایی
-
اينجا
-
به انجام رسیدن · خطور کردن · رخ دادن
-
مکان تخیلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن