ترجمه "lupa" به فارسی
ذرهبین, خيز, درشت نما بهترین ترجمه های "lupa" به فارسی هستند.
lupa
noun
feminine
دستور زبان
-
ذرهبین
nounAntes había muchos biólogos que tenían microscopios, y tenían lupas y estaban afuera observando animales.
معمولا تعداد زیادی زیست شناس همراه با میکروسکوپ، و ذرهبین مشغول بررسی جانوران بودند.
-
خيز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lupa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lupa
-
درشت نما
-
ذرهبین
nounHerramienta óptica con lente y mango utilizada para aumentar los detalles de lo observado.
Antes había muchos biólogos que tenían microscopios, y tenían lupas y estaban afuera observando animales.
معمولا تعداد زیادی زیست شناس همراه با میکروسکوپ، و ذرهبین مشغول بررسی جانوران بودند.
تصاویر با "lupa"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن