ترجمه "magia" به فارسی
جادو, جادوگری, جادویی بهترین ترجمه های "magia" به فارسی هستند.
magia
noun
feminine
دستور زبان
-
جادو
nounarte o ciencia oculta con que se pretende producir resultados contrarios a las leyes naturales
Dejar de usar magia es mucho más difícil que aprenderla.
متوقف کردن جادو خيلي مشکل تر از شروع کردن اونه.
-
جادوگری
nounElla es la razón por la cual dejamos de practicar magia por tanto tiempo.
بخاطر اونه که این همه وقت از خیر جادوگری گذشتم
-
جادویی
nounNo vendrá nadie a salvarte por arte de magia.
هیچکس به شکل جادویی ظاهر نمیشه و آخرش نجاتت نمیده.
-
ترجمه های کمتر
- سحر
- فریب
- معجزه
- کار خارق العاده
- گول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "magia" با ترجمه به فارسی
-
هاگوارتز
-
جادوگری · جادوی سیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن