ترجمه "mal" به فارسی
بدی, شر, bad بهترین ترجمه های "mal" به فارسی هستند.
mal
adjective
noun
adverb
masculine
دستور زبان
mal (adverbio) [..]
-
بدی
nounParece que estás de mal humor esta mañana.
به نظر می رسد که امروز صبح در حالت بدی هستی.
-
شر
nouncondición negativa relativa atribuida al ser humano
Pero antes de llegar allí, estamos comprometidos en una lucha entre el bien y el mal.
اما قبل از رسیدن به آنجا، ما درگیر مبارزه ای هستیم بین خیر و شر.
-
bad
-
ترجمه های کمتر
- آسیب
- اسیب
- بد
- بدکار
- بیماری
- خسارت
- شرور
- صدمه
- ضرر
- فژه
- مضر
- ناخوشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mal" با ترجمه به فارسی
-
بيماري خواب · تريپانوزومياز آفريقايي · تريپانوزومياز آمريكايي · تریپانوزومیاز
-
فراسوی نیک و بد
-
شروع ناگوار
-
بد تفسیر کردن · درست نفهمیدن · نادرست فهمیدن
-
ویروس بیماری تاولی خوکی
-
غلط نوشتن
-
امپراتوری شر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن