ترجمه "mala" به فارسی
بیمار, مريض بهترین ترجمه های "mala" به فارسی هستند.
mala
noun
adjective
feminine
دستور زبان
Que tiene la salud alterada. [..]
-
بیمار
adjectiveQue tiene la salud alterada.
-
مريض
Que tiene la salud alterada.
Has puesto muy mala a mamá.
تو مامانو خيلي مريض کردي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mala" با ترجمه به فارسی
-
بدنام
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
-
فحش
-
جذب ناقص رودهای · سو ء جذب و مادهسازی · سوء جذب
-
بدبختی · بدشانسی
-
انگشت نمایی · بدنامی
-
علف هرز · هرز واش
-
استدلال چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن