ترجمه "malla" به فارسی

توری, شبکه بهترین ترجمه های "malla" به فارسی هستند.

malla noun feminine دستور زبان

Barrera plana, semi permeable hecha de filamentos conectados de metal, fibra, u otro material flexible o dúctil. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توری

  • شبکه

    noun

    Y allí está la malla de la armadura lineal subyacente.

    و این هم زیرلایه ی شبکه ی سیمی هست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " malla " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "malla" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "malla" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه