ترجمه "malo" به فارسی
بد, bad, بدبو بهترین ترجمه های "malo" به فارسی هستند.
malo
adjective
Adjective
masculine
دستور زبان
el significado depende del tono de voz y del contexto en el que se este hablando; al igual de la palabra chimbo es una de las mas utilizadas en colombia y su uso definicion depende de lo que se este comentando [..]
-
بد
adjectiveLa idea no es mala.
این ایده بد نیست.
-
bad
-
بدبو
-
ترجمه های کمتر
- بدکار
- بیمار
- شرور
- شرورانه
- شریرانه
- فژ
- مريض
- مضر
- ناشایست
- پلید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "malo"
عباراتی شبیه به "malo" با ترجمه به فارسی
-
بدنام
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
-
فحش
-
جذب ناقص رودهای · سو ء جذب و مادهسازی · سوء جذب
-
بدبختی · بدشانسی
-
انگشت نمایی · بدنامی
-
علف هرز · هرز واش
-
استدلال چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن