ترجمه "malvado" به فارسی
شرور, بد, بدکار بهترین ترجمه های "malvado" به فارسی هستند.
malvado
adjective
masculine
دستور زبان
-
شرور
adjectiveEs muy, muy difícil matar una bruja malvada.
خيلي خيلي سخته که يه ساحره ي شرور رو بکشي.
-
بد
adjectiveLos padres se vuelven malvados cuando sus esposas mueren.
همه پدرها وقتي همسرشون مي ميره بد ميشن.
-
بدکار
noun
-
ترجمه های کمتر
- شرورانه
- شریرانه
- فژ
- مضر
- نابكار
- پلید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malvado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن