ترجمه "mama" به فارسی
پستان, دده سیاه, مادر بهترین ترجمه های "mama" به فارسی هستند.
mama
noun
verb
feminine
دستور زبان
gesto de cariño hacia una persona o un ser querido o amig@
-
پستان
nounدو یا چند غده ٔ بزرگ بر سینه ٔ جانوران پستاندار
Los problemas cardíacos matan más mujeres de todas las edades que el cáncer de mama.
مرض قلبی نسبت به سرطان پستان قاتل زنان بیشتری در همه سنین است.
-
دده سیاه
noun -
مادر
nounPero mañana por la noche mama puede venir a cuidar a los niños.
ولي من از مادر ميخوام که فردا شب از بچه ها مراقبت کنه
-
ترجمه های کمتر
- مامان
- مومیا
- نوک پستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mama"
عباراتی شبیه به "mama" با ترجمه به فارسی
-
بیماری پستان
-
سرطان پستان
-
نزدیکی پستانی
-
درونکاشت پستان
-
کیر مکیدن
-
بيماريهاي نوك پستان · بیماریهای غده پستان · خيز پستان
-
بيماريهاي نوك پستان · بیماریهای غده پستان · خيز پستان
-
ساک زدن · کیر مکیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن