ترجمه "mano" به فارسی
دست, dast, انگشت بهترین ترجمه های "mano" به فارسی هستند.
mano
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
se usa para referirise a alguién [..]
-
دست
nounابزار چنگ زدن به اندام های فوقانی [..]
El trabajo más productivo es el que sale de las manos de un hombre contento.
مثمرترین کار آن است، که دستان یک انسان راضی انجام می دهد.
-
dast
-
انگشت
nounPodemos llevar estas herramientas a las manos de la gente en los contextos que más importan.
میتوانیم این ابزار را به نوک انگشتان افراد در متنهای تاثیر گذار ارائه کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- انگشد
- دس
- دست (یکا)
- دَست
- پنجه
- پوشش
- چنگال
- کت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mano"
عباراتی شبیه به "mano" با ترجمه به فارسی
-
بازو
-
شبکه المنار
-
بادامزميني بامبارا · بادامزميني ماداگاسكاري · وآندزيا سوبترانئا · ویگنا سوبترانئا
-
کارگر خانوادگی
-
بادامزميني بامبارا · بادامزميني ماداگاسكاري · وآندزيا سوبترانئا · ویگنا سوبترانئا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن