ترجمه "manta" به فارسی
پتو, پارچه بهترین ترجمه های "manta" به فارسی هستند.
manta
noun
feminine
دستور زبان
vago, torpe, poco habilidoso [..]
-
پتو
nounColcha grande utilizada para mantener el calor mientras se duerme.
Cuando me encadenó, puso una manta en el piso.
وقتي منو زنجير کرد يه پتو روي زمين انداخت.
-
پارچه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "manta"
عباراتی شبیه به "manta" با ترجمه به فارسی
-
آبیاری نواری
-
سفرهماهی بزرگ اقیانوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن