ترجمه "maría" به فارسی
شاهدانه, اندازه, حشیش بهترین ترجمه های "maría" به فارسی هستند.
maría
noun
feminine
دستور زبان
asignatura muy fácil [..]
-
شاهدانه
noun -
اندازه
nounHe sido bastante generoso y amable con María.
من به اندازه ي كافي به ماري خوبي و سخاوت كردم.
-
حشیش
noun
-
ترجمه های کمتر
- درجه
- ماری جوانا
- مریم
- کنف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maría " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
María
proper
feminine
دستور زبان
María (madre de Jesús) [..]
-
مريم
María (madre de Jesús)
María, llévame a casa de mi familia, a Jaffa.
مريم, من رو ببرم پيش خانواده ام در جوپا
-
مریم
properCuando María quedó embarazada de su tercer hijo, el médico le recomendó abortar.
وقتی مریم بچهٔ سوّمش را آبستن بود دکتر به او توصیه کرد سِقط جنین کند.
-
مارى
تصاویر با "maría"
عباراتی شبیه به "maría" با ترجمه به فارسی
-
آگروستیس · جنس علف نیزار · علف بوريا
-
بن ماری
-
مريم باكره · مریم عذرا
-
درود بر مریم مقدس
-
آنا ماریا موتزارت
-
ماریا شاراپووا
-
مریم مجدلیه
-
مریم مقدس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن