ترجمه "marco" به فارسی

قاب, اسباب زنبورداري, استخراجكنندههاي عسل بهترین ترجمه های "marco" به فارسی هستند.

marco noun verb masculine دستور زبان

Moneda de Bosnia y Herzegovina. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاب

    noun

    Estructura rígida portante que sirve de sostén a paneles o puertas. [..]

    Así que fue y compró un marco de plástico para enmarcar la fotografía.

    پس او به بیرون رفت و یک قاب عکس پلاستیکی خرید که عکس رو داخل آن بگذاره.

  • اسباب زنبورداري

  • استخراجكنندههاي عسل

  • ترجمه های کمتر

    • بخشهاي كندو
    • تجهیزات کندو
    • جداكنندههاي زنبور ملكه
    • حدود
    • شانهاي ثابت
    • قاب عکس
    • محوطه
    • مزارع كندو
    • نوسان نما
    • پوشش حصیری
    • چارچوب
    • چهارچوب کاری
    • چهارچوبه
    • کادر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " marco " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Marco

Marco (nombre)

+ اضافه کردن

"Marco" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Marco در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "marco" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "marco" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه