ترجمه "margen" به فارسی
حاشیه, كناره, لبه بهترین ترجمه های "margen" به فارسی هستند.
margen
noun
masculine
دستور زبان
Lado inclinado de cualquier depresión en la tierra, especialmente cuando bordea un río. [..]
-
حاشیه
nounPero, mayor margen de beneficio no aumenta la riqueza de la sociedad.
خُب، حاشیه سود بالاتر ثروت اجتماعی را افزایش نمیدهد.
-
كناره
El limite de una superficie.
-
لبه
noun
-
ترجمه های کمتر
- محیط
- مهلت
- پیرامون
- کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " margen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "margen" با ترجمه به فارسی
-
علامت گذاری
-
بادکنک شناسه
-
حاشیه صفحه
-
سودهای ناخالص بازاریابی
-
وجه تضمین اولیه
-
حافظه میانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن