ترجمه "masa" به فارسی
خمیر, جرم, اجتماع بهترین ترجمه های "masa" به فارسی هستند.
masa
noun
verb
feminine
دستور زبان
algo bueno [..]
-
خمیر
nounalimento usado para cocinar
La masa entre cada una de las pasas se eleva en la misma proporción.
خمیر بین تمام کشمشها به یک اندازه پف میکند.
-
جرم
nounmedida de la cantidad de materia que posee un cuerpo
Otra es que toda masa está sujeta a la entropía.
قانون دیگه اینه که تمامی جرم ها منوط به آنتروپی هستند.
-
اجتماع
nounInvestigaciones demuestran que las masas son sabias si hay pensamiento independiente.
تحقیقات نشان داده که وقتی تفکر مستقل وجود دارد اجتماع عاقل است.
-
ترجمه های کمتر
- تعدد
- تنه
- جثه
- جمعیت و ازدحام
- شلوغی
- شیرینی
- قوم
- مردم
- نیروهای ارتشی
- وزن
- پول
- گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " masa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "masa"
عباراتی شبیه به "masa" با ترجمه به فارسی
-
جرم اتمی
-
ام.اس · طيفنمایی جرمي · طیفسنجی جرمی
-
تودههای هوا · جبهه سرد · جبهه هوا · جبهه هوای سرد · جبهه هوای گرم · جبهه گرم
-
خميرهاي ترش · عوامل ورآوری · ورآور شیمیایی
-
rasânehâ-ye goruhi
-
جرم بحرانی
-
حرکتهای تودهای
-
یکای جرم اتمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن