ترجمه "masculino" به فارسی
مردانه, نر, مذکر بهترین ترجمه های "masculino" به فارسی هستند.
masculino
adjective
masculine
دستور زبان
De, relativo a, o que denota a un miembro del sexo que procrea fertilizando óvulos. [..]
-
مردانه
adjectiveY tuve que hacer el pedido, pagar y comer en la sección masculina.
من می بایست در قسمت مردانه می پرداختم، سفارش می دادم و می خوردم.
-
نر
adjectiveSolíamos pensarlo en binario, masculino o femenino, y ahora entendemos que es un espectro.
عادت داشتیم آن را بصورت دودويی، نر یا ماده ببینیم و الان پی بردیم که یک طیف است.
-
مذکر
برای انسان:فقط در خصوصیت ۲۱ (جسنیت) استفاده میشود تا مشخص شود مورد مذکر است.
Generalmente, las voces masculinas tienen un cambio notable en la pubertad.
صدای افراد مذکر عموماً در زمان بلوغ با یک تغییر عمده مواجه میشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " masculino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "masculino" با ترجمه به فارسی
-
زنشدگي · عقيمي نر · ناباروری نر · نرعقيمي
-
دستگاه تناسلی نر · مرداكشناسي
-
جانوران نر · مذکر · نرها · گياهان نر
-
نرعقیمی سیتوپلاسمی · نرنازایی سیتوپلاسمی
-
زنشدگي · عقيمي نر · ناباروری نر · نرعقيمي
-
التهاب حشفه · بيماريهاي بيضهاي · بیماریهای تناسلی نر · هماتوسل
-
دستگاه تولید مثل در مردان
-
فرزند نر · فرزندهای نر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن