ترجمه "matriz" به فارسی

رحم, زهدان, ماتریس بهترین ترجمه های "matriz" به فارسی هستند.

matriz noun feminine دستور زبان

Principal órgano reproductivo femenino de la mayoría de los mamíferos; es un gran músculo que envuelve al feto durante el embarazo. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رحم

    noun

    No sé cómo un ángel como ese hombre pudo haber salido de esa matriz envenenada.

    مثل اين مرد چطوري از رحم سمّي و کثيف تو اومده بيرون

  • زهدان

    la matriz divina de la compasión nutre toda la existencia.

    شفقت زهدان الهی کل موجود را تغذیه میکند .

  • ماتریس

    Con esta perspectiva, somos capaces de colapsar la realidad en una matriz simple.

    با این دیدگاه، میتوانیم واقعیت را به یک ماتریس ساده تبدیل کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • آرايه
    • آندومتر
    • ابسته
    • بطن
    • ته قبض
    • ته چک
    • خمیره (زمینشناسی)
    • سوش
    • ماتری
    • ميومتر
    • گردن رحم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " matriz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Matriz
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماتریکس

    Pero alguien en la casa contigua a la tuya vive en una matriz moral diferente.

    اما یه نفر در همسایگی شما در ماتریکس متفاوتی زندگی میکنه.

عباراتی شبیه به "matriz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "matriz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه