ترجمه "menor" به فارسی

اصغر, کوچکتر, فرزند بهترین ترجمه های "menor" به فارسی هستند.

menor adjective masculine دستور زبان

Más pequeño en algún sentido. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصغر

    proper

    El más joven de dos personas.

  • کوچکتر

    adjective

    Y mi hijo menor, estudió chino en Pekín.

    و کوچک ترین پسر من که در پکن چینی خواند.

  • فرزند

    noun

    Está claro que controlarles hasta el menor movimiento no es la mejor estrategia.

    پس میتوان دید که مراقبت دائم از فرزند، مشکلی را حل نمیکند.

  • ترجمه های کمتر

    • نابالغ
    • کهاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menor" با ترجمه به فارسی

  • ریزمغذیها · عناصر کمیاب · عنصر کمیاب
  • خرس کوچک
  • سیاهرگ صافن کوچک
  • ادرار کردن · کار بیهوده کردن
  • کاسواری کوچک
  • ارزن آلماني · ارزن ايتاليايي · ارزن بوئري · ارزن دمروباهي · ارزن سيبريهاي · ارزن فرانسوي · ارزن مجارستاني · ارزنی ایتالیایی · ستاریا ایتالیکا · كتوكلوا ايتاليكا · پانيكوم ايتاليكوم · پانيكوم هيسپانيكوم · گاورس ایتالیایی
  • لسر کلاندین
  • لبهای کوچک
اضافه کردن

ترجمه های "menor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه