ترجمه "mentor" به فارسی
مربی, مرشد, ناصح بهترین ترجمه های "mentor" به فارسی هستند.
mentor
noun
masculine
دستور زبان
-
مربی
nounSirvan comida en un comedor, limpien un parque del vecindario, sean mentores.
غذا سرو کنید در آشپزخانه، پارک محله را تمیز کنید یک مربی باشید.
-
مرشد
nounYo estoy muy agradecido con mis mentores y estoy seguro de que todos ustedes también.
و من به مرشد هایم افتخار می کنم، و مطمئنم که همه ی شما همین طور هستید.
-
ناصح
nounFue mi mentor, y yo su musa.
اون ناصح من بود و من الهه ي شعر اون.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mentor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن