ترجمه "menudo" به فارسی
ریز, كوچِک بهترین ترجمه های "menudo" به فارسی هستند.
menudo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
visceras de pollo [..]
-
ریز
adjective -
كوچِک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menudo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "menudo"
عباراتی شبیه به "menudo" با ترجمه به فارسی
-
پاسپالوم نوتاتوم
-
احشا · احشا (فراوردههای فرعی گوشت) · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
-
کبوتر خاکی سینهصاف
-
پوشال
-
اغلب · بارها
-
ماشك روسي · ماشك سيبريايي · ماشك گلخوشهاي · ماشک زمستانی · ويسيا داسيكارپا · ویسیا ویلوزا
-
ماهیخورک کوچک
-
اغلب · بارها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن