ترجمه "mesa" به فارسی

میز, miz, به زمين نشستن بهترین ترجمه های "mesa" به فارسی هستند.

mesa noun feminine دستور زبان

Terreno elevado y llano de gran extensión. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • میز

    noun

    mueble cuyo cometido es proporcionar una superficie horizontal elevada del suelo

    En la pieza del hotel había una sandía encima de la mesa.

    در آن اتاق هتل یک هندوانه روی میز قرار داشت.

  • miz

  • به زمين نشستن

    Estructura plana entre dos tramos sucesivos de escalera.

    Hace un par de meses, dos patos salvajes aterrizaron en mi piscina.

    دو ماه قبلش ؛. دو تا اردک تو استخرم به زمين نشستن

  • ترجمه های کمتر

    • تختتپه
    • تپه
    • ميز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mesa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mesa
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تختتپه

  • میزا

    Mesa (Arizona)

تصاویر با "mesa"

عباراتی شبیه به "mesa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mesa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه