ترجمه "mimado" به فارسی
لوس, ننر بهترین ترجمه های "mimado" به فارسی هستند.
mimado
verb
دستور زبان
persona a quien la consienten mucho y que la vida le ha sido fácil
-
لوس
adjectivePensarás que soy una niña mimada que no conoce la gratitud.
حتما فکرميکني من يه ابلهم ، يه بچه ي لوس ، که کاملا نمک نشناسه.
-
ننر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mimado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mimado" با ترجمه به فارسی
-
ایراد گرفتن · خرده گیری کردن · مادری کردن
-
بازیگر پانتومیم
-
ایراد گرفتن · خرده گیری کردن · مادری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن