ترجمه "moho" به فارسی

کپک, زنگ, کپکها بهترین ترجمه های "moho" به فارسی هستند.

moho noun masculine دستور زبان

Formación de color verde o blanco constituida por hongos microscópicos que aparecen por sí solos, especialmente sobre al superficie de productos vegetales o animales en descomposición.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کپک

    noun

    ciao

    La conclusión de este experimento fue que el moho muciloginoso tiene una forma primitiva de inteligencia.

    آنها به این نتیجه رسیدند که کپک لجن از نوعی هوش اولیه برخوردار است.

  • زنگ

    noun

    El “moho” es indicación de que las riquezas materiales no se han utilizado bien.

    «زنگ» نشانگر این است که از ثروت مادی استفادهٔ صحیح بعمل نیامده است.

  • کپکها

    Plagas de fugas, moho, insectos y roedores, todas ellas enemigos comunes de propietarios de inmuebles ahora campan a sus anchas.

    نشتیها، کپکها، حشرات و هجوم موشها - همه دشمنان عادی صاحب خانهها - حالا بدون رقیب حکمرانی میکنند.

  • ترجمه های کمتر

    • زنگار
    • قارچهاي انباري
    • كپك
    • کفکها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moho " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Moho

Moho (género)

+ اضافه کردن

"Moho" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Moho در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "moho" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "moho" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه