ترجمه "molino" به فارسی
آسیا, آس, آسیاب بهترین ترجمه های "molino" به فارسی هستند.
molino
noun
masculine
دستور زبان
Instalación donde se muelen granos para obtener harina.
-
آسیا
noun24:6. ¿Por qué se compara apoderarse de ‘un molino de mano o de la muela superior de este como prenda’ a apoderarse de “un alma”?
۲۴:۶ — چرا گرو گرفتن «آسیا یا سنگ بالایی آن» به منزلهٔ گرو گرفتن «جان» شخص میبود؟
-
آس
noun -
آسیاب
nounSe usaban piedras de molino para moler el grano y para extraer aceite de las aceitunas.
سنگ آسیاب برای آسیاب غلّه و فشردن زیتون استفاده میشد.
-
ترجمه های کمتر
- اسیاب کردن
- دستگاه آسیاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " molino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "molino"
عباراتی شبیه به "molino" با ترجمه به فارسی
-
بار سنگین
-
آسیابها
-
آسیاب بادی · آسیای بادی
-
آسیاب بادی
-
آسیابهای بادی
-
آسیاب · آسیای آبی
-
آسیاب
-
آسیاب گلولهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن