ترجمه "monarca" به فارسی
شاه, فرمانروا, مونارک بهترین ترجمه های "monarca" به فارسی هستند.
monarca
noun
masculine
دستور زبان
Persona a la cabeza de una forma hereditaria de gobierno.
-
شاه
nounSólo uso moneda vulgarizada con la cabeza del monarca... para transacciones con sirvientes.
! من فقط سکه با سر شاه واسه معامله مي دم و يا نوکر
-
فرمانروا
nounسلطنت
-
مونارک
Monarca me informó esta mañana.
مونارک امروز صبح من رو فرستاد
-
پادشاه
nounAcabé cansándome de luchar para duques y monarcas adinerados.
خسته شدم از بس براي دوک ها و پادشاه هاي ثروتمند جنگيدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monarca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "monarca" با ترجمه به فارسی
-
مگسگیر آبی سیاهقفا
-
پروانه شهریار
-
مگسگیر بهشتی تهحنایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن