ترجمه "montar" به فارسی
به صحنه آوردن, سواری کردن, انجمن کردن بهترین ترجمه های "montar" به فارسی هستند.
montar
verb
دستور زبان
colocar en la estufa [..]
-
به صحنه آوردن
-
سواری کردن
verbSuelo montar a caballo en el parque?
من تو پارک تاحالا اسب سواری کردم ؟
-
انجمن کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بار کردن
- بارگیری کردن
- جمع شدن
- راندن
- سر هم کردن
- سوار کردن
- مونتاژ
- گردآمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " montar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "montar"
عباراتی شبیه به "montar" با ترجمه به فارسی
-
آریستیدا · جنس سهسیخکی
-
سیدا · كنف كوينزلند
-
جنگلهاي حمايتشده · جنگلهای پایداشته
-
آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
-
جنگلهاي مختلط مديترانهاي · جنگلهای مختلط همیشهسبز
-
kuh · کوه · کوهستان
-
مبلغ · مقدار
-
جنگلداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن