ترجمه "morar" به فارسی

زندگی کردن, ایستادن, ایستادگی کردن بهترین ترجمه های "morar" به فارسی هستند.

morar verb دستور زبان

Tener residencia permanente.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندگی کردن

    verb

    Tener residencia permanente.

    En los poderosos espíritus y antepasados que moraron en Lagos.

    در ارواح قدرتمند و نیاکانی است که در لاگوس زندگی کردند.

  • ایستادن

    verb
  • ایستادگی کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تحمل کردن
    • در انتظار ماندن
    • ساکن شدن
    • مسکون کردن
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • وفا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " morar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "morar" با ترجمه به فارسی

  • سولانوم نیگروم
  • سارگپه پابلند
  • دوليكوس لابلاب · دوليكوس پورپورئوس · لابلاب نيجر · لابلاب ولگاريس · لابلاب پورپورئوس · لوبيا · لوبياهاي بوناويست · لوبياهاي دوليكوس · لوبياهاي سفيد هندي · لوبياهاي علوفهاي
  • کبوتر خاکی ارغوانی
  • ويسيا آتروپورپورئا · ویسیا بنگالنسیس
  • تمشک · کلوروفورا تنکتوریا
  • تمشک قطبی
  • کلوروفورا تنکتوریا
اضافه کردن

ترجمه های "morar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه