ترجمه "mudo" به فارسی
لال, گنگ, gong بهترین ترجمه های "mudo" به فارسی هستند.
mudo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Que no emite sonidos.
-
لال
adjectiveElla era ciega, sorda y muda.
او کور، کَر و لال بود.
-
گنگ
adjectiveTales dirigentes han demostrado estar ciegos, mudos y dormidos en cuestiones espirituales.
رهبران مذهبی جهان مسیحیت نشان دادهاند که دربارهٔ مسائل روحانی کور، گنگ و بیزبان، و در خواب میباشند.
-
gong
-
ترجمه های کمتر
- بی حرف
- بی زبان
- بی صدا
- بیصدا
- خاموش
- صامت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mudo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mudo" با ترجمه به فارسی
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
دور انداختن · ریختن · پوست انداختن · کوچیدن
-
لال هستم
-
لال هستم
-
فیلم صامت
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
لال هستم
-
پوستاندازی · پوستریزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن