ترجمه "muerto" به فارسی
مرده, جسد, شخص متوفی بهترین ترجمه های "muerto" به فارسی هستند.
muerto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
bebida alcohólica compuesta de aguardiente y carne cruda fermentada [..]
-
مرده
adjectiveAl día siguiente, él fue encontrado muerto en el dormitorio.
روز بعد، او را مرده در اتاق خواب پیدا کردند.
-
جسد
nounTu esposa te ha enviado a tu hermana muerta en una caja.
همسرت ، جسد خواهرت رو تو يه جعبه برات فرستاده.
-
شخص متوفی
noun
-
ترجمه های کمتر
- شق
- لاشه
- مرحوم
- مقتول
- نعش
- کشته شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muerto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "muerto" با ترجمه به فارسی
-
گنجشک رودخانهای
-
دریای مرده
-
ددلیفت
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
نقطه مرگ · پات · گیر
-
مردهچوب · چوب مرده
-
عکاسی اجسام بیجان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن