ترجمه "mula" به فارسی
قاطر, قاطرها, استر بهترین ترجمه های "mula" به فارسی هستند.
mula
noun
feminine
دستور زبان
borracho ebrio [..]
-
قاطر
nounanimal híbrido estéril [..]
Vale, imagina que esos dos tíos ponen a Patrick a trabajar como mula.
فرض کن اين دو نفر و پاتريکُ مثلِ يه قاطر به كار بگيرن.
-
قاطرها
-
استر
noun proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mula " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mula"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن