ترجمه "municipio" به فارسی
شهرداری, شهر, شهردار بهترین ترجمه های "municipio" به فارسی هستند.
municipio
noun
masculine
دستور زبان
Pueblo, cuidad o distrito con capacidad para auto-gobernarse.
-
شهرداری
división administrativa
o escudos del municipio con letras pequeñitas.
یا یک مُهر شهرداری را با نوشته کوچکی روی آن قرار ندهیم.
-
شهر
nounCada grupo invitó a planeadores adultos, miembros del municipio y la comunidad, para compartir ideas y discutir sugerencias al salón de clase.
هرکلاس از برنامهریزان بزرگسال، شورای شهر و اعضای جامعه دعوت کرد سر کلاسشان آمده تا توصیههایشان را به اشتراک و بحث بگذارند.
-
شهردار
noun -
قصبه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " municipio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "municipio" با ترجمه به فارسی
-
شهرستان سابق
-
شهر خاص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن