ترجمه "murmurar" به فارسی
زمزمه کردن, زیر لب گفتن, وزوز کردن بهترین ترجمه های "murmurar" به فارسی هستند.
murmurar
verb
دستور زبان
Producir un murmullo sordo y confuso, causado por un gran número de personas reunidas que hablan entre ellas.
-
زمزمه کردن
verbIba a postularse el momento en que Birch le murmuró al oído.
لحظه اي که " برچ " در گوشش زمزمه کرد تصميمش رو براي شرکت در انتخابات گرفت.
-
زیر لب گفتن
-
وزوز کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " murmurar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن